درباره نویسنده
رها
  • صفحه نخست
  • آرشیو وبلاگ
  • تماس با من
  • فید وبلاگ
نویسندگان وبلاگ
  • رها
صفحات اختصاصی
مطالب اخیر
  • من...
  • نو... روز!
  • 17
  • 16
  • 15
  • 14
  • 13
  • 12
  • 11
  • 10
  • 9
  • 8
  • 7
  • 6
  • 5
  • 4
  • 3
  • 2
  • 1
کلمات کلیدی مطالب
     
آرشیو وبلاگ
  • عناوین مطالب
  • فروردین ٩۱
  • بهمن ٩٠
  • شهریور ٩٠
  • امرداد ٩٠
  • خرداد ٩٠
  • آذر ۸٩
  • شهریور ۸٩
  • تیر ۸٩
دوستان من
  • روده دازی های ایکس بانو
  • دختری با امیالــــ ِ فشرده √
  • ساده مثل زندگی- باران
  • روزانه های یک دوشیزه
  • جادوگری به نام شبنم
  • خاطرات یک عاقد
  • فصل خاکستری
  • فقط برای امیرم
  • لذت زن بودن
  • من زنم
  • حوض ماهی
  • اخبار فناوری اطلاعات
  • شبکه اجتماعی بهشت من
  • جامعه ادبی بیشه
  • باشگاه مدیران و متخصصان
کدهای اضافی کاربر



...و من زن شدم
من...
نویسنده: رها - ۱۳٩۱/۱/۳٠

لطفا اینجا رو ببین!

به نظرت من کدوم یک از اینام؟چشمک

برای خودم که خیلی جالب بود!نیشخند

نظرات ()



نو... روز!
نویسنده: رها - ۱۳٩۱/۱/۱٢

می دانی آداب رسوم قشنگی داریم... خیلی قشنگ!

برای سالی که می خواهد نو شود خانه مان را می تکانیم .. لباس های نو می خریم .. کلی به خودمان مرخصی می دهیم و بعد تحویل سال هم هی شیک می کنیم و هی می رویم مهمانی!

من اما می گویم سال نو ... حس نو می خواهد. این همه دنگ و فنگ هم لازم ندارد.حس و حالمان که نو شود از نو شدن سال هم مهم تر می شود.این همه زحمت هم به خودمان می دهیم تا حسمان نو شود.

البت من همه این کار ها را کردم ... تازه یک مسافرت خیلی پرخرج هم رفتم اما حسم نو نشد که هیچ تازه خسته خسته هم هستم!

می دانی در این تعطیلات دلم چی می خواست؟

یک روز را تنها! تنهای تنها توی تختم بگذرانم .. با یک رمان لذت بخش!  چای! و موبایل خاموش!

همین!

 

نظرات ()



17
نویسنده: رها - ۱۳٩٠/۱۱/۱۸

خدایا من اینجا دلم سخت معجزه می خواهد و تو انگار معجزه هایت را گذاشته ای برای روز مبادا...

. . .

سلام. من برگشتم. با یک حال خوب.لبخند

نظرات ()



16
نویسنده: رها - ۱۳٩٠/٦/٢٠

بعضی حس ها چه غریبند ! کورسویی از نور در تاریکی مطلق .

چیز هایی در این دنیا وجود دارند که تا گرفتارشان نشوی ، آنها را حس نمی کنی

 . . .

اندکی سکوت می کند ، گویا دفتر خاطرات خود را صفحه به صفحه ورق می زند و آنگاه جمله ای می گوید از راد مردی بزرگ ، مرحوم استاد رضا روزبه که هنگام مرگ از او پرسیدند : اگر بنا باشد بار دیگر به دنیا بیایی و عمری در این جهان به سر ببری چطور زندگی خواهی کرد ؟و او گفت : همین طور که پیش از این زندگی کردم .

 - اندر بلای سخت پدید آید       فضل و بزرگواری و پایداری ...

 مگه نه؟

 - جوابی ندارم ، یا بهتر بگویم روی جواب گفتن ندارم .

 پ ن : او هم یک زن است ، اما سخت تر و زنانه تر از من

نظرات ()



15
نویسنده: رها - ۱۳٩٠/٦/٢٠

داداش کوچیکه م دانشگاه شیراز قبول شد!!!!

رها نوشت: عادت به گذاشتن پستای شخصی ندارم,اما اینو گذاشتم تا تو تاریخ وبلاگیم ثبت بشه و شادی الانم همیشه تو ذهنم بمونه.لبخند

نظرات ()



مطالب قدیمی تر »